X
تبلیغات
رایتل


مهدویت رمز نجات بشریت

جهت بهره برداری در راستای تعالیم متعالی اسلام و فرهنگ غنی تشیع

 یکی دیگر از راه های شناخت و نقد یک فرقه یا دین و مذهب و یا یک حکومت ،دقت در قوانین مورد توجه آنها و قوانین و مقررات وضع شده توسط آنهاست .بسیار واضح است که هرمسلکی قوانینی را دارد که مطابق با عقاید و اصول آن فرقه و مسلک است.و بطو ر کلی آنچه را وضع می کند و قبول دارد ،از اصول اساسی و پایه آن فرقه طراوش می کند. حال با این دیدگاه به برخی از خورده قوانین فرقه بهائیت نظر می افکنیم  تا بیش از پیش همه چیز بر ما روشن شود .

( این که می گوئیم خورده قوانین بدین منظر است  که مقررات این قوم یا از دیگر فرقه ها اخذ شده است و یا اینکه بنابر مصلحت سردمداران آن فرقه توسط رهبرانشان وضع شده که برای مردم چندان سودی ندارد و علاوه بر آن باعث محدودیت هائی در مراودات و زندگی روزمره آنها شده است . و همگان خوب می دانند که فلسفه وجودی قوانین راحتی مردم است که با وضع و اجرای آنها در پی امنیت و آرامش و رفع محدودیت ها هستند.)

1- بهائیان همچون وهابیون معتقد هستند که

1- بهائیان همچون وهابیون معتقد هستند که همه معابد باید ویران شوند حتی کعبه. این مورد به صراحت از زبان محمد علی باب و حسینعلی بها بیان شده است و حتی گفته اند که بیت جناب باب در شیراز باید از نو بنا شود و مقدس شمرده شود.این قانون دامن همه مذاهب را می گیرد یعنی مسیحیان باید کلیسا ها را از دست بدهند و مسلمانان مساجد و کعبه را و دیگر مذاهب نیز به همین ترتیب  باید شاهد از دست دادن نماد مذهبی و مقدس خود باشند.

نکته:

الف : اسلام واقعی چنین قانونی را وضع نکرده است و شاهد بر مدعا وجود کلیسا ها و دیگر معابد و اقلیت های مذهبی در ایران است که با آرامش همچون دیگر مسلمانان زندگی می کنند و طبق حکم اسلام فقط بهای ناچیز آن را می پردازند. و در قبال آن در ضمان دولت اسلامی بسر می برند.

ب : این قانون بوی تفرقه می دهد و از آن به خوبی فهمید می شود که استعمارگران  و شیاطین در پی آن هستند که ادیان و مذاهب به نبرد با هم برخیزند و هر یک به طریقی از عقاید و کیان خود دفاع کند . این امر باعث از بین رفتن قدرت و قوای آنهاست و در پی آن نابودی به دست یکدیگر و حاصلش این می شود که دیگر هیچ قدرتی سد راه شیاطین نیست تا مانع رسیدن به اهداف شوم و منافع نامشروع آنها شود .این طرحی است بسیار زیرکانه که مجریان آن باید بدانند که حکم داربستی را برای مهندسین این طرح شوم دارند که پس از اتمام بنای ساختمان آنها نیز بر چیده می شوند.

2- همانطور که مسلمانان برای ادای فرائض و مناسک خود قبله ای دارند و رو به کعبه می کنند بهائیان نیز برای نمازهای 9 رکعتی خود رو به قبر منحوس مؤسس این فرقه ، یعنی حسینعلی بها می کنند. بها در عکا سرزمین فلسطین اشغالی مدفون است .

3- قوانین ازدواج از دو کتاب اقدس و بیان :

الف : مهریه زنان شهری 19 مثقال طلای خالص و زنان روستایی 19 مثقال نقره باشد.

این قانون عین تبعیض است و هیچ چیز نمی تواند آن را توجیه کند . باید از آنها پرسیده شود که چه فرقی بین زن روستایی با زن شهری است جز آنکه شهریان از امکانات بیشتری بهره برده و زندگی راحت تری دارند بر خلاف روستایی که از ضیق وکمبود امکانات رنج می برد. و در سختی زندگی می کند.و شاید بهتر بود که این امتیاز عاید روستائی می شد.

ب : بر بهائیان واجب است برای بقاء نسل ازدواج کنند و اگر این امر میسر نشد، زن جواز آمیزش با مرد دیگر را دارد تا از  او بچه دار شود.

قسمت دوم این قانون بسیار فجیع و مروج روابط نامشروع  و فساد جنسی است چون با این بهانه که موقعیت و شرایط ازدواج برایم مهیا نیست افسار این میل حیوانی را گسیخته و بدون هیچ قید و بندی تن به خواهش های شیطانی ونفسانی می دهند .حال آنکه قافلند از نتایج این امر که بخشی از آن عنوان می شود:

1- این آزادی باعث اختلاط نطفه می شود. زیرا یک زن به این بهانه ، با اهدافی دیگر ، خود را دراختیار یک مرد قرار می دهد اگر به هدف خود نرسید دست به دامان مرد دیگری می شود. هر عاقلی می داند که در این صورت هیچ کنترلی ممکن و قابل اجرا نمی باشد.

2- شیوع و ازدیاد بیماری های مقاربتی که بدلیل عدم ازدواج نظارتی بر آن نیست. هم اکنون که نظارتی بر ازدواج صورت می گیرد و قبل از ایراد خطبه عقد، آزمایشی عادی هم انجام می شود بازهم مواردی مشاهده می شود که از این قانون تخلف نموده و بدون دقت عقد خوانده می شود و پس از آن برای ثبت محضری یک آزمایش هم می دهند. و گوئیا محضر را با یک عمل از پیش انجام شده روبرو می کنند.

3- عدم تعهد مرد نسبت به زن و زندگی و آن طفل نامشروعی که حاصل غفلت و لذت آنهاست.

4- عدم تعهد زن نسبت به مرد و در نهایت نسبت به آن طفل نامشروعی که ممکن است مرضی گرفته باشد که حاصل رابطه جنسی کنترل نشده آنهاست.

5- آن طفلی که به دنیا می آید تکلیفش چیست؟ آیا حق دارد از کانون گرم خانواده  نصیبی ببرد. یا باید قربانی این قانون پوچ و فساد انگیز شود. زن و مردی که ازدواج نکرده اند هیچ دلیلی ندارد که بعد از انجام آمیزش با هم زندگی کنند.و این یعنی فاجعه!...

دلایل دیگری هم از لحاظ پزشکی و انسانی می شود اقامه کرد که مجال آن نیست . علاوه بر آن اگر گوش شنوائی باشد همین اندازه کفایت می کند.

اما نکته ای که قابل تامل است این می تواند باشد که ممکن است این قانون را رهبران بدین جهت قراردادند که اگر مرتکب هوسرانی شده ومردم از آن مطلع شوند بتوانند گند خود را اینچنین بپوشانند. تا علاوه بر حفظ آبرو مردم از دور آنها پراکنده نشوند.

ج : ازدواج حرام در بهائیت ، ازدواج با زن پدر است. عباس افندی (عبد البها) فتوی می دهد که در زمان ضعف و قلت بهائیان ازدواج با نزدیکان حرام نیست .دلیل آنهم افزایش جمعیت و تقویت این فرقه است. این قانون در حقیقت با قانون (ب) یکی می باشد و به عبارتی شاید مؤید آن باشد.

نسبت به این مورد قضاوت را به شما خواننده عاقل می سپارم تا با ابزار غیرت و ایمان و انسانیت به نقد آن بپردازید که این برای ما بسی ارزشمند است.

لازم به  ذکر است که اگر از این فرقه به مذهب اسمی برده می شود بر مبنای مجاز است زیرا تاکنون هیچ عالمی که تخصصش در بحث مذاهب و ملل و نحل محرز است  جایگاهی برای این فرقه در مباحث ادیان و مذاهب پیدا نکرده و علاوه بر آن این قوم با خصوصیات خاصه خود در تعریف مذهب نمی گنجد.وجالب آنکه بعد از گذشت حدود یک قرن ونیم (160 سال) از تاسیس این فرقه تا کنون یک کشور اسلامی هم این مسلک را به رسمیت نشناخته است. همین خود یک ضعف بزرگ برای آنهاست که عاجز از حل و فصل این مشکل هستند.

4- تمام اشیاء در نزد بهائیان پاک است حتی بول ( ادرار ) و غائط ( مدفوع ) سگ و خوک ...

یک بچه ممیز (کسی که خوب و بد را از هم تشخیص می دهد) هم می داند که بول و غائط نجس است و از آن دوری می کند. و حال آنکه رهبران این قوم که مدعی فهم و درک عظیم  هستند چنین احکامی را از خود می سازند. بماند که از دیدگاه پزشکی  آنهم از نوع مورد قبول آنها (غربی نه اسلامی) دوری از این نجاسات توصیه شده است . و این ظاهر قضیه است که این  پزشکان می بینند. باطن قضیه را که دین کاملی چون اسلام متعرض آن شده است عنوان نمی کنیم.

5- همه بهائیان باید بر این اعتقاد داشته باشند که خلقت جهان وتدبیر آن به حسینعلی بها سپرده شده و این از جانب خداست. چنان که در کتاب اقدس بها توسط خودش در بحث الوهیت عنوان شده که الوهیت و ربوبیت نام من است.

جالب است این ادعا که روزگاری فرعون و نمرود داعیه دار آن بودند و مردم خام و جاهل را با ابزار زور و قدرت مجبور به اطاعت می کردند. و حال مردم امروزی که دم از عقل و علم می زنند علاوه بر آنکه درس نگرفته هیچ که همچون گذشتگان در این عقیده خود لجاجت می ورزند.

6- اطلاع رسانی کامل از محیط زندگی بر بهائیان واجب است. تشکیلات بهائیان تک تک افراد بهائی را موظف کرده که اخبار کامل و اتفاقات محیط خود را به  بیت العدل برساند که این هم از طریق محافل محلی و ملی صورت می گیرد. این عمل بسیار ثواب دارد. وهمین امر باعث تشویق اذهان بهائیان به سمت انجام هرچه بهتر این عمل می شود.

پشت پرده این قانون جاسوسی است اگر به عرف هر کشوری رجوع کنیم و چنین قانونی را عنوان کنیم می گوید که این جاسوسی و خیانت است. وحال انکه بهائیان با احساس خرسندی از این عمل در جهت تحقق بهتر آن قدم بر می دارند.

این قانون هم بوی استعمار و شیطان می دهد . زیرا بدون پرداخت هیچ هزینه ای از اسرار و اتفاقات یک کشور مطلع می شوند. و نیازی به ریسک کردن در جهت فرستادن جاسوس ندارند.

7- مقداری از پول بهائیان (19%) به عنوان حقوق الله است که باید به بیت العدل رسد و در اختیار آنها قرار گیرد.

با یک حساب سر انگشتی می توان دریافت که میلیارد ها ریال پول از کشور های مختلف خارج وبه عنوان حقوق الله به بیت العدل می رسد و این یعنی رونق چرخه اقتصادی اسرائیل، 9 نفری که در بیت العدل دسترسی به این پول ها دارند به هیچ وجه مورد حسابرسی قرار نمی گیرند و لذا می توانند این پول ها را هر طور که می خواهند خرج کنند.

یکی از نجات یافتگان از چنگال بهائیت به نام مهناز رئوفی در کتاب خاطرات خود با نام سایه شوم چنین عنوان می کند که ایرانیان در بین بهائیان جهان بیشتر از همه به بیت العدل پول می فرستند. که این مطلب از طرف آنها عنوان شده ومورد تقدیر قرار گرفته اند . بهائیان خام ایرانی چنین می پندارند که هر چه پول بیشتری بدهند باعث می شود که رضایت بیت العدل نسبت به آنها بهتر جلب شود و لذا چنان در راه آن انفاق می کنند که در بین بهائیان جهان سرشناس می شوند.این پول ایرانی است که از این طریق خارج و در چرخه اقتصادی اسرائیل داخل می شود و ما غافل از آنیم که همین پول ها علاوه بر ضرر اقتصادی برای ما تبدیل به گلوله شده و به سمت مردم مظلوم فلسطین شلیک می شود. حال این رگ غیرت مسلمان آزاده ایرانی است که باید خود را در این مسئله نشان دهد!...

  بهائیت؛ بنیانی به استحکام تار عنکبوت

  با مراجعه به متون تاریخی و مطالعه تاریخ ادیان الهی و نگاهی به سرگذشت پیامبران توحیدی و مراحل دعوت مردم به یکتاپرستی، همواره شاهد آن هستیم که عده ای از مردم به پیامبر زمان خود می گرویدند و بقیه هم به مخالفت با آنها می پرداخته اند. (البته لازم به ذکر است که مخالفت های این عده بر اساس منافع مالی و دنیوی بوده و زمینه اعتقادی و دینی نداشته است.) آزار و اذیت پیامبران الهی و یاران و پیروان ایشان از سوی مخالفان، همواره جزء لاینفک وقایع دوران رسالت آن پیامبران بوده است. آنچه که در بیان این نکته تاریخی حائز اهمیت است، ایمان راستین پیروان ادیان و مقاومت سرسختانه آنها با مخالفان پیامبران بوده به نحوی که جان می دادند و از ایمان خود دست نمی کشیدند. نمونه هایی را که تاریخ به آنها اشاره کرده، آزار و اذیت پیروان حضرت هود، صالح، نوح، لوط، موسی و عیسی ( صلوات الله علیهم اجمعین) و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد.

 در کمترجایی از تاریخ می توان نمونه ای را دید که پیروان راستین یک آئین، با قرار گرفتن در خطر جانی، شکنجه و زندان و مواردی از این قبیل، دست از آئین خود برداشته و توبه و اظهار ندامت کنند. این پیروان حتی حاضر به اظهار لفظی علیه دین و پیامبر خود نبوده اند و در این راه جان داده اند و تن به این ذلت نداده اند. این نشان دهنده عمق ایمان و اعتقاد این افراد به پیامبر خود و آئین آسمانی او می باشد. حال از آنجا که گفته اند "مشت نمونه خروار است" می توان تا اندازه ای به درجه ایمان پیامبران الهی(علیهم السلام) پی برد. پیامبرانی که خود هم از گزند این آزار و اذیت ها در امان نبودند و مخالفان تا هر اندازه که می توانستند آنها را آزار می دادند؛ اما نه در پیامبران و نه در پیروان واقعی آنها خبری از توبه و بازگشت به آئین قبلی و اعلام برائت از آئین جدید، نبوده و نیست.

 با این مقدمه به سراغ یکی از مدعیان کذاب و جعلی مهدویت و سپس پیامبری یعنی علی محمد شیرازی ملقب به "باب" می رویم. همو که پس از دعوی بابیت امام زمان و پس از آن مهدویت و در پی آن،  پیامبری و آوردن کتاب آسمانی! و معجزه و ... پس از آنکه 18 ضربه چوب خورد، از پیامبری خود توبه کرد و به "غلط کردم"، افتاد.

 او(باب) در توبه نامه خود آورده است: "...که جمعی ادعای مقام بابیت امام علیه السلام را نسبت به این بنده ضعیف داده اند و حال آنکه مدعی چنین امری نبوده و نیستم..."

 و در ادامه می آورد:"...هر کس درباره حقیر رتبه بابیت امام علیه السلام را نماید خداوند گواه است که در ضلالت است و در آخرت در نار..."

 این جملات عین متن توبه نامه علی محمد شیرازی است که  بهائیان نیز آن را تایید کرده و در منابع خود(کشف الغطا ابوالفضل مازندرانی)  آورده اند. اما نکته قابل توجه این است که این علی محمد شیرازی همان کسی است که بهائیان او را بشارت دهنده حسینعلی نوری(بها) و آئین او قلمداد کرده و می کنند. اما کسی که پس از تحمل 18 ضربه چوب نسبت به آئین خود و ادعاهای خود ، توبه نامه نوشته و این را خود جماعت بهائی نیز قبول دارند، کجا می توان به حرف هایش درباره بشارت به آئین دیگری اعتماد کرد و این در حالی است که بهائیان مدعی چنین بشارتی هستند. وقتی کسی درباره بابیت و پیامبری خود اظهار ندامت و پشیمانی می کند و با یک توبه نامه همه این موارد را دروغ و کذب می خواند و معتقدان به این موضوع را گمراه و در آخرت در نار می داند، چگونه است که بهائیان او را این چنین قبول دارند و برایش احترام قائل هستند؟

 طبق همین قسمت از توبه نامه باب که در بالا آمد، بهائیان که علی محمد شیرازی را "باب" و بالاتر از آن؛ او را "پیامبر" می دانند در ضلالت و گمراهی به سر می برند. علی محمد شیرازی همان کسی است که بهائیان آئین خود را بر پایه آئین و افاضات او بنا نهاده و خود را دنباله رو او می دانند و از او با عنوان "حضرت باب" و القاب دیگری همچون " نقطه اولی" و " هیکل مبارک" یاد می کنند.

 اما باب کسی بود که وقتی در معرض خطر قرار می گرفت توبه نامه می نوشت و اظهار پشیمانی می کرد. ولی به محض خلاصی یافتن از مهلکه باز به خیال بافی و مهمل گویی می پرداخت. در یکی از نوشته هایش چنین آمده است:

 " اف! پس اف بر مسلمین و مومنین که در انتظار قائم منتظر از آل محمدند و هنگامی که او را در خواب ببینند افتخار می کنند ولی او را به دست خودشان در کوه(یعنی زندان چهریق ماکو) زندانی می کنند." اشاره به این موضوع که مسلمین او(باب و به زعم خودش مهدی موعود) را در زندان چهریق به بند کشیده اند.

 امام زمان و پیامبری که چنین توصیه هایی به پیروانش می کند:

 "  سوار گاو نشوید و برآن چیزی حمل نکنید"

 " شیر خر نخورید"

 تخم مرغ را قبل از آنکه پخته شود بر چیزی نزنید زیرا محتویاتش ضایع می گردد"

 "هرگاه مرد مقتدری در امت پیدا شد؛ خانه خدا در مکه را خراب کند"

 خواندن کتب آسمانی قبل از ظهور باب حرام و سوزاندن آنها و جمیع کتب علمی واجب است.

  و از مهم ترین سخنان او  این است که دین او تا سال هایی به عدد حروف(المستغاث)(دوهزار و سی و یک سال) باقی خواهد بود و هر کسی در خلال این مدت ظاهر گردد و کتاب یا احکامی بیاورد هر کس باشد از وی نباید قبول کرد.

 این همان نکته ایست که بهائیان  آنرا حذف کرده و به توصیه میرزا حسینعلی نوری نوشته های باب را به آب سپردند تا روزی ماهیان شود. این سخن باب دلیلی است برای رد تمام ادعاهای حسینعلی نوری و پیروان منحرف و گمراهش. هر چند که علی محمد شیرازی نیز خود بر همین طریق سیر کرده است.

و در پایان یکی از صدها عقیده جالب! بهائیت: 1- ناموس هر بهائی = نه مثقال طلا

ترجمه: به تحقیق حکم کرده است خداوند برای مرد و زن زنا کننده دیه که به بیت العدل تسلیم نمایند و آن دیه عبارت از نه مثقال طلا است. اگر دوباره تکرار کردند شما هم تکرار کنید به دو برابر جزاء(هیجده مثقال طلا) این است آنچه حکم کرده است به آن دارنده نام‌های دنیا و‌آخرت و مقدر شده برای آن عذاب بزرگ.(متن کامل عربی بصورت اسکن شده)

منابع:ماهنامه ایام،جام جم،ش29-سایت محاکمه- ر.ک. مقاله شخصی سیاح ... عباس افندی-تاریخ تکان دهنده بهائیت،محمد قوچانی.

نوشته شده در دوشنبه 19 مهر‌ماه سال 1389| ساعت 22:02| توسط افشین.حاتم زاده| نظرات (0)|


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست