X
تبلیغات
زولا


مهدویت رمز نجات بشریت

جهت بهره برداری در راستای تعالیم متعالی اسلام و فرهنگ غنی تشیع

   امروز در سراسر دنیا «والت دیزنی» نامی آشناست در عرصه تولید فیلم‌های کودکان و بیشتر کودکان شخصیت‌های معروف این کارتون ها را به خوبی می شناسند. بد نیست بدانیم اولین شخصیت مشهور آثار والت دیزنی: «میکی ماوس» است که مدام از سوی رقیبان قوی‌تر تهدید می‌شود  با اتکا به زیرکی و چالاکی خویش بر تمامی دشمنان فایق می‌آید. «میکی ماوس» نمادی از همان یهودی سرگردان است که مدام در معرض تهدیدات دشمنانش است و باید با چالاکی و با توسل به انواع حیله ها بر دشمنانش همیشه پیروز می شود.

شخصیت کارتونی را در انیمیشن «تام و جری» که موشی همیشه بر گربه ای نادان و احمق پیروز می شود. این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان و همچنین در دادن الگویی دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان و بخصوص یهودیان تأثیر بسزایی دارند.چرا که دقیقا مفهوم سمبل « موش » را می فهمند.

این موش زیرک و دوست داشتنی آن چنان در دل های بینندگان نفوذ می کند که دیگر ترکیب موش کثیف ترکیبی نا خوشایند و نا چسب به نظرمی آید.

   دراین شاهکار تاریخ انیمیشن سازی جهان یعنی "تام و جری بیننده آرزو می کند کاراکتر گربه یا "تام"  نیز هر از چندگاهی پیروز شود ولی گویا قرار است این یک سرنوشت محتوم و لم یتغیر تاریخ باشد که همیشه موش پیروز شود، موشی که در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد. کودکانی که طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را نگاه می کردند اکنون بزرگ سالانی هستند که ضد یهود دیگر برایشان مفهومی ندارد و در اروپا عبارت موش کثیف  نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرک و مهربان نهادینه شده است.

   «دامبو، فیل پرنده» در زمره این گروه از آثاراست. در این فیلم شاهدیم که مادر دامبو بر خلاف سایر فیلها که کلاهی زنگوله دار بر سر دارند، کلاه عرقچین مانند کلاه  مخصوص یهودیان را بر سردارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر می‌برد!و خود دامبو هم طی عملیاتی در سیرک پرچمی را که به پرچم رژیم اشغالگر قدس بی‌شباهت نیست به اهتزاز در می‌آورد.

   کارتون «جوجه اردک زشت» هم که شخصیت گوشه گیر و آواره و زشت روی فیلم نامه تبدیل به قوی زیبایی از همین کلیشه پیروی می کند و در پایان فیلم به سمت خورشید می رود ، و نماد یهودی تنها و مطرودی است که با رفتن به سمت سرزمین موعودش به سعادت رسیده است.(( عبارت خورشید در تورات آمده و در بین یهودیان رایج است که منظور از آن بازگشت به سرزمین موعود است))

   کارتونهای بسیاری هم مروج زندگی و اخلاق غربی هستند و سعی دارند خصوصا شرقی ها را شیفته و هضم زندگی و اخلاق یهودی-آمریکایی نشان دهند و با این الگودهی مخاطبان را به سمت ارزشهای دنیوی بکشانند. مثلا در سری جدید کارتون سند باد (افسانه هفت دریا) شاهد آنیم که فضای شرقی مجموعه مبدل به فضایی خشونت بار و پر زد و خرد شده است.مثلا در صحنه ای که سند باد از پشت سکان هفتاد ضربه شمشیرو خون ریزی بسیار ، کنترل کشتی را به دست می گیردو مثل بسیاری ازاین فیلمها خشونت در این فیلم آن چنان زیاد است که حتی دریا با خون افراد سرخ میشود و دیالوگها هم خشونت بار است. در این فیلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهری کاملا غربی یهودی در نقش یک دزد دریایی قهار باید از هفت دریا عبور کند وکتاب صلح را بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودی نجات دهد. در این فیلم از علاء الدین وعلی بابا شاهزاده عادلی به نام «پروتئوس» در آنجا حکومت میکند هم خبری نیست.

   در کارتون «لوک خوش شانس» گانگستری سفید پوست که نماد کلانتر و قانون اومانیستی آمریکایی است با چهره و اخلاقی نیکو(که با وجود اسبی که همیشه ورد زبانش تنهایی و غریبی و آوارگی و سگ خنده رویش «بوشویک» جذابیت دوچندانی می یابد) همیشه در جستجوی مجرمان بذله گویش و تبهکاران است و هیچگاه با شکست روبرو نمی شود. در بعضی از قسمتهای آن لوک متمدن و مهربان  فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمی از فرقه های مذهبی خرافی می باشد. و اگر نبود لوک جنگ قبیلگی و ظلم تبهکاری همه جا را فرا می گرفت. بالاخره برای ما هنوز جای این سوال باقی است که خانه لوک کجاست؟ و چرا همیشه در پایان غرور انگیز پیروزیهایش در غروبی زیبا به سمت خورشید(نماد سرزمین موعود درکتاب مقدس)می رود!

   در کارتون «گالیور» هم می بینیم سفید پوست بزرگی با سمبلها و مدلهای مو و در لباس نژاد انگلیسی-آمریکایی به جزیره آدم کوچولوها (جهان شرقی) می رودو این کوچولوهای بی دفاع بر قدرت مادی و مغز پرجولان گالیور تکیه کرده و دشمنان خود را شکست می دهند به طوری که بدون حضور گالیور شکست آنها قطعی بود.

   فیلم «رابینسون کروزوئه» هم شاهدیم سفید پوستی انگلیسی تبار که کشتی اش شکسته و در جزیره ای تنها مانده است با سیاه پوستانی بی تمدن و وحشی و آدم خوار رو برو می شود که یکدیگر را قربانی کرده و می خورند. اما رابینسون پرعاطفه و دل نازک یکی از این بی تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبیله سبک مغزش نجات می دهد و جمعه در اثر همنمشینی با این یار مهربان « با سواد» می شود و به سمت تمدن حرکت می کند و به تدریج تمام آن مردم عقب مانده به شیوه های زندگی و معاشرت رابینسون ایمان آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجی عزیز خود می پذیرند و به نظر شما آیا می توان به مخاطب غلوآمیزتر از این تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانیان توسعه نیافته معرفی کرد یا نه؟

نگره صهیونیستی حاکم بر آثار والت دیزنی، بعضاً به تولید انیمیشن‌ها و فیلمهای تاریخی در خصوص زندگی انبیای الهی علیهم‌السلام منجر شده که سه کارتون: ((کشتی نوح، زندگی حضرت موسی و زندگی حضرت یوسف علیهم‌السلام)) از آن جمله‌اند.

   در تمامی این آثار، بر اساس قصص تورات، روایات تحریف شده‌ای از زندگی انبیای اولوالعزم ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت این بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائین می آورد و رواج سکولاریسم (جدایی دین و دنیا) و مادی گرایی را تسریع می کند. جالب توجه آنکه در برخی این آثار، شخصیت‌های اصلی انیمیشن با صدای مشهورترین ستارگان یهودی سینما سخن می‌گویند.

در عرصه فیلم کودک نیز هالیوود از تعدی صهیونیست‌ها مصون نمانده و علاوه بر انیمیشن، کلیشه‌های خاصی در قالب فیلم کودکان، طی چند دهه اخیر مدام تکرار شده‌اند مثلاً کلیشه کودک محروم مانده از میراث اجدادی یا جدا افتاده از آغوش گرم مادر که هر یک به نوعی تداعی‌گر یهودی مظلوم و به دور مانده از یهودیان و سرزمین موعود آمده است که در این قبیل داستان ها از پیام هایی که در کتب مقدس یهودیان آمده است یهودیان و بسیاری از غیر یهودیان به راحتی می فهمند که منظور ازاین کلیشه ها چیست و اینکه شهر یا منطقه ای به انسان تشبیه شود، درجای جای تورات آمده اسراییل را مادر قوم خویش می دانند. «داستان سیندرلا»مثال خوبی برای این کلیشه نخ‌ نما وتکراری است.

   ((هاچ زنبور عسل ))هم به کودک یهودی می فهماند که باید به دنبال مادرزیبا و نورانی خویش باشی. داستان هم این پیام را القاء می کند که دیگران دشمنان و موانع رسیدن او به هدفش هستند که می خواهند او را از بین ببرند. داستان به بچه های یهودی هم این پیام را انتقال میدهد که همه غیر یهودیان موجوداتی مخوف ، بدجنس و حتی بد بو هستند و در مجموع حس اعتماد به دیگران را در کودک از بین می برد.و به این روش یکی از مبانی اعتقادی یهود را غیر یهود را انسان نمی داند(یهود منحرف صهیونی، بنی اسرائیل را انسان و مابقی را در زمره حیوانات و خدمت گزاران به یهود می داند)را به مخاطب نونهال و نوجوان خود در مرحله شکل گیری شخصیت او به شیوه ای کاملا استادانه  القاء میکند.

جومونگ

   افسانه جومونگ آنقدر شیرین و جذاب ساخته شده است که فکر و ذکر مردم را حداقل دو سالی به خود مشغول کرد و وقت ما را پای گیرنده های تلویزیون به خود اختصاص داد و حتی در خبرها آمد که تلفات جانی هم داشته و یکی خودش را به خاطرعشق به فلان بازیگر این سریال کشته است و  دیگری فرزندش را به خاطر صر و صدا کردن وسط پخش فیلم ناغافل نفله کرده و دیگری به خاطر عجله ای که برای دیدن سریال جومونگ داشته فرزندش را در خیابان جا گذاشته و گم کرده و اخبار متعددی که در این خصوص شنیده می شد،اما آیا واقعا همه چیز همان طور بود که از پرده جادویی سینما و تلویزیون اکران می شد؟

شاید شما هم مصاحبه تلویزیون ایران با کارگردان سریال افسانه جومونگ و بازیگران و دست اندرکاران این مجموعه پر طرفدار را که به ایران آمده بودند دیده باشید و حتی جزو ملاقات کنندگان و امضا گیرندگان از نقش اول این سریال هم باشید ولی نکته با اهمیتی که خیلی کم رنگ عنوان شد سخن جالب کارگردان و نویسنده این سریال بود که عنوان نمود در تمام تاریخ کشور کره و حتی همسایگان کره بیش از دو خط مطلب درباره جومونگ وجود ندارد و تمام این داستان بر اساس ذهن نویسنده بوده و از جومونگ در تاریخ کره به عنوان یک جنگجو صرفا نامی برده شده و لا غیر.

حال میخواهیم با هم ذهن خلاق نویسنده این سریال را در بهره گیری از نام جومونگ و افسانه تخیلی آن در ساختن مفاهیم و ارزش های این داستان بررسی نماییم. جومونگی که همچون موسی(ع) در خانه فرعون(امپراطور) رشد و نمو می کند ،بر علیه وی می شورد و نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (گذر موسی از رود نیل) به سرزمین خالی از سکنه ! وارد می کند برای بنیان گذاری مجدد سرزمین پدری موعود(ارض موعود)،یعنی همان کاری که صهیونیست ها با اشغال فلسطین به عنوان ارض موعود یهود انجام دادند.

نماد ارض موعود یا خورشید یهود است.  که در تورات در سریال جومونگ نماد شهر موعود برای جومونگ  است) (چوسان  jew sun

آن جا که اولین بار با نقشه چوسان قدیم که بر روی پوست ترسیم شده  مواجه می شوید فقط کافی است نقشه فرضی(نیل تا فرات) را قبلا دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید .

  آری،همنطور که در نشریات قبلی عنوان کرده بودیم،یکی از علل مطرح شدن و زنده ماندن تفکر ماسونی ،استفاده و علاقه دیوانه وار آنها به نماد گرایی در هر زمینه ای می باشد،از سینما گرفته تا محصولات خوراکی و پوشاک و الکترونیکی و حتی ورزشی.

در سریال جومونگ نیز به طرز شگفت آوری از اسامی عبری مثل (جولبن) استفاده شده که البته با تمام  تلاش و زبردستی که نویسندگان و دست اندر کاران کره ای-اسرائیلی این مجموعه به خرج داده هیچ گاه نخواهند توانست  اسامی برخی شخصیت ها و کارکترهای این سریال مثل (مگول:مغول)،( یا گاک: یأجوج)،( ماگاک: مأجوج) را که از دیدگاه ترمینولوژی یا همان اصطلاح شناسی فرهنگی  بپوشانند چراکه همواره در پشت این اسامی قتل و غارت ، خونریزی با پوشش توحش نهفته است.

البته بد نیست بدانند که مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگی  هستند که از مغول ها مسلمان ساختند و این ذوالقرنین یا کوروش ایرانی بود که اسلاف و اجداد آن ها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند.

که در این سریال شباهت زیادی به نام معروف ترین کاراکتر یعنی جومونگ دارد و پایه های ابتدایی  امپراطوری  خود را: jew Monk

در "جولبن" (جو + لبن )می گذارد راهبی یهودی است دقیقا با همین تلفظ در زبان لاتین یهودی استفاده می شده است.

البته در تمامی قسمت های سری اول و در حال حاضر در سری دوم نمی توان نقش جادوگران و پیش گویان معبد را که شباهت عجیبی به روش پیش گویی نوستراداموس کابالیست یهودی دارد نادیده گرفت.

جومونگ که گویا ماشیح (منجی قوم یهود) و قومش همان فرزندان برتر خداوند هستند ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد و همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنی اسرائیل با تعدادی کم بر دشمنان بسیار( امپراطوری چینی ها) پیروز می گرداند.

خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و جومونگ برای دفاع از خود حق دارد از سلاح های نا متعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی و بمب آتش زا و... بر علیه دشمنانش استفاده کند تا جایی که بیننده این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی بداند که حاصل هوشمندی و تخصص کارگزاران اوست همان گونه که باید صدها کلاهک اتمی اسرائیل را به رسمیت بشناسد.

آوارگی ،اسارت ،سرزمین مادری  و تاریخی ،  کوچ و غیره در دیالوگ های این سریال فراوان به چشم می خورد که همگی یا د آور فراز هایی از تورات است.

   تمامی این مطالب به علاوه مطالب و نکات بسیار دیگری که فرصت بیان آن نیست نشان دهنده فعالیت گسترده فراماسون ها برای فتح و تسخیر ذهن بشر از هر رنگ و  ملیت و مذهبی است تا با القاء عقاید و باورهایش به روشی کاملا موثر و کم هزینه جهانیان را با خود هم رنگ و هم فرهنگ سازد و این شاید معنای واقعی دجال آخرالزمان باشد که با دروغ هایش مردم را فریب میدهد و همه را گرد خود و اعتقادش جمع می کند.ولی غافل از آن است که منجی حقیقی و عدالت گستر آل محمد(ص) و شیعیان صاحب الزمان (عج) به گواهی تاریخ و احادیث ائمه اطهار پرده از چهره آنان بر خواهند داشت و به تیغ عدل الهی سپرده خواهند شد.

نوشته شده در دوشنبه 19 مهر‌ماه سال 1389| ساعت 21:52| توسط افشین.حاتم زاده| نظرات (0)|


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست